Skip to content

درس ۳۸

38.1. شعار هفته

मनुस्मृति .३२ در مورد ادرار صحیح:

प्रत्यग्नि प्रतिसूर्यं
प्रतिसोमोदकद्विजम्
प्रतिगु प्रतिवातं
प्रज्ञा नश्यति मेहतः

توضیحات:

-अग्नि خنثی، مفرد، مفعولی/فاعل به अग्नि مذکر.

-गु خنثی، مفرد، مفعولی/فاعل به गो مذکر-مونث "گاو، گاو ماده"

تصویر: प्रज्ञा नश्यति मेहतः
(منبع تصویر: جزئیات)

۳۸.۲. دگرگونی آوایی نیم‌واک‌ها در کلمه

هم‌خوان‌های بینی درون کلمه به هم‌خوان بعدی خود همسان می‌شوند، یعنی با هم‌خوان بینی متناظر آن جایگزین می‌گردند.

پس از c- و j-، -n- با -ñ- جایگزین می‌شود.

38.3. صرف اسم‌های بن‌دار بر -n

38.3.1. اسم‌های منتهی به -an و همچنین اسم‌های منتهی به -man یا -van پس از مصوت

اسم‌های منتهی به -an و همچنین اسم‌های -man یا -van پس از مصوت، سه بن دارند:

ریشه-an-man-vanکاربرد
ریشه قوی-ān-mān-vānمفرد مذکر و مؤنخ: نام، مفعول، ندا.ثنایی مذکر و مؤنث: نام، ندا.جمع مذکر و مؤنث: نام.جمع خنثی: مفعول
ریشه ضعیف میانی-a
(از -*n)
-ma
(از -*mn)
-va
(از -*vn)
سایر حالت‌ها پیش از پایان همخوانی:بر انتخابی نیز مفرد مکان مذکر، خنثی و مؤنث
ضعیف‌ترین ریشه-n-mn-vnسایر حالت‌ها پیش از پایان مصوتی

پایه‌ها منظم هستند. مفرد نامی مذکر و مؤنر بدون -n پایانی ساخته می‌شود.

مثال‌ها:

राजन् m. "شاه"

  • پایه قوی: राजान्
  • پایه متوسط: राज
  • پایه ضعیف‌ترین: राज्ञ्

सीमन् f. "مرز"

  • ریشه قوی: सीमान्
  • ریشه متوسط: सीम
  • ریشه ضعیف‌ترین: सीम्न्

नामन् n. «نام»

  • ریشه قوی: नामान्
  • ریشه متوسط: नाम
  • ریشه ضعیف‌ترین: नाम्न्
राजन्सीमन्नामन्
एकवचनम्
प्रथमाराजासीमानाम
द्वितीयाराजानम्सीमानम्नाम
तृतीयाराज्ञासीम्नानाम्ना
चतुर्थीराज्ञेसीम्नेनाम्ने
पञ्चमीराज्ञस्सीम्नस्नाम्नस्
षष्ठीराज्ञस्सीम्नस्नाम्नस्
सप्तमीराज्ञि / राजानिसीम्नि / सीमनिनाम्नि / नामनि
बहुवचनम्
प्रथमाराजानस्सीमानस्नामानि
द्वितीयाराज्ञस्सीम्नस्नामानि
तृतीयाराजभिस्सीम्नभिस्नामभिस्
चतुर्थीराजभ्यस्सीम्नभ्यस्नामभ्यस्
पञ्चमीराजभ्यस्सीम्नभ्यस्नामभ्यस्
षष्ठीराज्ञाम्सीम्नाम्नाम्नाम्
सप्तमीराजसुसीमसुनामसु

تصویر: सीमा
(منبع تصویر: جزئیات)

۳۸.۳.۲. اسم‌های پسوند -man یا -van پس از همخوان

  • Starker Stamm: -mān, -vān
  • بن ضعیف:
    • پیش از پایان‌های همخوانی: -ma، -va (از -*mn، -*vn)
    • پیش از پایان‌های مصوتی: -man، -van

در غیر این صورت، ساختار مانند مورد ۳.۱ است.

مثال‌ها:

आत्मन् n. "روح"

  • ریشه قوی: आत्मान्
  • ریشه ضعیف:
    • پیش از همخوان: आत्म
    • پیش از واکه: आत्मन्

ब्रह्मन् ن.: مطلق، ودع، برهمن

  • ریشه قوی: ब्रह्मान्
  • ریشه ضعیف:
    • پیش از همخوان: ब्रह्म
    • پیش از واکه: ब्रह्मन्
आत्मन्ब्रह्मन्
एकवचनम्
प्रथमाआत्माब्रह्म
द्वितीयाआत्मानम्ब्रह्म
तृतीयाआत्मनाब्रह्मणा
चतुर्थीआत्मनेब्रह्मणे
पञ्चमीआत्मनस्ब्रह्मणस्
षष्ठीआत्मनस्ब्रह्मणस्
सप्तमीआत्मनिब्रह्मणि
बहुवचनम्
प्रथमाआत्मानस्ब्रह्माणि
द्वितीयाआत्मनस्ब्रह्माणि
तृतीयाआत्मभिस्ब्रह्मभिस्
चतुर्थीआत्मभ्यस्ब्रह्मभ्यस्
पञ्चमीआत्मभ्यस्ब्रह्मभ्यस्
षष्ठीआत्मनाम्ब्रह्मणाम्
सप्तमीआत्मसुब्रह्मसु

38.3.3. مذکرها و خنثی‌های ختم شده به -in، -min، -vin

این اسم‌ها هیچ سطح‌بندی ریشه‌ای ندارند.

مفرد نامی مذکر و جمع مفعولی خنثی بر اساس الگوی ریشه‌های -an ساخته شده‌اند (تشدید -i-)، و همچنین ریشه با -i- پیش از پایان هم‌صدا.

مؤنث با پسوند -ī ساخته می‌شود: مثلاً बलिनी

مثال:

बलिन् m.n. "قوی، نیرومند (مشخص شده با बल خاص، دارنده बल)"

पुंस्नपुंसकम्
एकवचनम्
प्रथमाबलीबलि
द्वितीयाबलिनम्बलि
तृतीया
चतुर्थी
पञ्चमी
षष्ठी
सप्तमी
बहुवचनम्
प्रथमाबलिनस्बलीनि
द्वितीयाबलिनस्बलीनि
तृतीया
चतुर्थी
पञ्चमी
षष्ठी
सप्तमी

38.4. Zur ساخت اسم: तद्धित-Suffix -in

با پسوند (بسیار مهم!) तद्धित -in از اسم‌ها صفتی ساخته می‌شود به معنای:

مشخص شده توسط، دارنده

در اصل، ساختار با پسوند -इन् از ساختار با -मन्त्/-वन्त् به این دلیل متفاوت بود که -इन् نشان‌دهنده ویژگی داشتن چیزی خاص بود، در حالی که -मन्त्/-वन्त् نشان‌دهنده داشتن یا ویژگی داشتن چیزی معمولی و عمومی بود.

مثال:

हस्तिन् مذکر: کسی که با یک عمل خاص مشخص شده است = فیل (دست او در واقع دست معمولی نیست، بلکه خرطوم است)

تصویر: हस्ती
(منبع تصویر: جزئیات)

हस्तवन्त् : یکی، که (دست‌های انسانی) دارد

تصویر: हस्तवान्
(منبع تصویر: جزئیات)

صفات با پسوند -इन् اغلب به صورت ترکیب‌های اسمی (کومپوزیت) ساخته می‌شوند.

مثال:

सत्यवादिन् به सत्यवाद م. "گفتن حقیقت": "کسی که با گفتن حقیقت مشخص است = کسی که همیشه حقیقت می‌گوید"

38.5. نکات نحوی در مورد नामन्

برای بیان «کسی به نام N. N.»، چنین ساختاری می‌سازیم:

N.N. (در حالت فاعلی) नाम

تحت‌اللفظی: «نام N.N. است/بود». بنابراین، این یک جمله اسمی میان‌جایگذاری‌شده است.

مثال:

आसीद्राजा नलो नाम वीरसेनसुतो बली «روزی روزگاری پادشاهی بود به نام نالا، پسر قوی‌بازوِ ویراسنا.»

بدیهی است که می‌توان همان مفهوم را با یک बहुव्रीहि بیان کرد:

देवदत्तनामा पुरुषः "مردی که نامش دواتتا است"

मदयन्तिकानाम्नी बाला "دختری که نامش مادایانتیکا است"

تصویر: आसीन्महात्मा गन्धी नाम
(منبع تصویر: جزئیات)

۳۸.۶. مباحث نحوی دربارهٔ आत्मन्

आत्मन् مذکر می‌تواند در مفرد به عنوان ضمیر بازگشتی (ضمیر انعکاسی) برای هر سه جنس، اعداد (همچنین مثنی و جمع) و اشخاص به کار رود.

مثال‌ها:

आत्मन्येषा दोषं पश्यति "او هیچ خطایی در خود نمی‌بیند"

आत्मानं स्तुवन्ति «خود را ستایش می‌کنند»

حالت مضاف‌الیه (षष्ठी) आत्मनस् می‌تواند به معنای «خودِ من/تو/او/...» باشد

مثال:

आत्मनो गृहं प्रविशति «او وارد خانه‌ی خود می‌شود.»

38.7. ریشه‌های ختم شده به همخوان به عنوان اجزای اول ترکیبات

بن‌هایی که به یک همخوان ختم می‌شوند، در ترکیب مرکب به عنوان جزء پیشین، در همان شکل (ضعیف) بن ظاهر می‌شوند که قبل از پایان -su حالت مکان جمع (सप्तमी) می‌گیرند.

مثال:

राजपुत्र «پسر پادشاه»

38.8. ریشه‌های با -an به عنوان جزء پایانی یک बहुव्रीहि

پسوند -an می‌تواند برای هر سه جنسیت به عنوان بخش پایانی یک ترکیب ⟨बहुव्रीहि⟩ به کار رود. با این حال، معمولاً مؤنث از ضعیف‌ترین شکل مذکر با پسوند -ī ساخته می‌شود.

مثال:

दुर्णाम्नी "کسی که نامش بد است؛ افسون بیماری"

۳۸.۹. واژه‌نامه

सूर्य m.: خورشید، ایزد خورشید سورییا

تصویر: सूर्यः
(منبع تصویر: جزئیات)

उदक n.: آب

تصویر: उदकम्
(منبع تصویر: جزئیات)

वा ۲P वाति : وزیدن، دمیدن

آینده: वास्यति
کامل IV ववौ
مجهول वायते
سببی वापयति
صفت مفعولی वान वात
مصدر वातुम्

از آن:

वात م.: باد

वा + निस् ۲P निर्वाति : وزیدن، پراکنده شدن، خاموش شدن

از آن:

निर्वाण n.: خاموش شدن، نیروانا

परिनिर्वाण n.: خاموش شدن کامل، رهایی کامل (در پایان زندگی یک بودا یا ارهانت)

تصویر: गौतमबुद्धस्य महापरिनिर्वाणम्
(منبع تصویر: جزئیات)

मिह् 1P मेहति : ادرار کردن، دستشویی کردن، انزال

آینده मेक्ष्यति
کامل II मिमेह، मिमिहुर्
مجهول मिह्यते
سببی मेहयति
پسر مشارکتی मीढ

از آن:

मेघ m.: ابر («سیچر»)

सुत m.: پسر

राजन् m.: شاه (برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ پادشاهی در هند به باشام، شگفتی‌ها ص ۸۲-۹۴ مراجعه کنید). به عنوان بخش پایانی یک ترکیب (به ویژه तत्पुरुष) معمولاً: -राज m. (مانند देव)

مؤنث:

राज्ञी f.: ملکه، همسر پادشاه

از राज :

राज्य ۳: سلطنتی؛ n. پادشاهی، حکومت

नामन् n.: نام

सीमन् f.: مرز

आत्मन् m.: خود، شخصیت خاص، ذات درونی. از نظر فلسفی و در آموزه‌های رهایی: مطلق در فرد، که گاهی اوقات خودِ فرد از آن آگاه نیست (فون اشتیتن‌کرون)

ब्रह्मन् n.: مطلق، ودا (طبق نظر تیه در اصل: حقیقت بیان‌شده، از آن ब्राह्मण "بیانگر حقیقت")

ब्रह्मन् m.: خدای آفریننده شخصی‌انگاری شده، برهما

تصویر: ब्रह्मा
(منبع تصویر: جزئیات)

कर्मन् n.: به कृ 8U: عمل، کار، اثر؛ کار مقدس، عمل قربانی؛ کرما: اعمال گذشته که بعداً ثمرات خود را می‌دهد (مثلاً در تناسخ)

कर्मविपाक m.: حلقه اعمال = پیامدهای خوب و بد اعمال در وجودهای پیشین (به वि-पच्)

हस्तिन् m.: فیل (Elephas maximus)

मनु m.: انسان، مرد؛ نام پدر نسل بشر (به मन् 4Ā)

از آن:

मनुष्य m.: انسان

शुच् 1P शोचति : (شعله‌ور شدن، درخشیدن)؛ اندوهگین بودن، سوگواری کردن

Perf II शुशोच، शुशुचुर्
Fut. शोचिष्यति
Pass. शुच्यते
Kaus. शोचयति
Inf. शुचितुम्
Absol. शोचित्वा शुचित्वा

از آن:

शुचि ۳: درخشان، پاک، شفاف

शोक m.: غم، اندوه

अशोक ۳: آزاد از غم؛ درخت اشوکا = Saraca asoca (Roxb.) وایلده؛ نام امپراتور آشوکا (देवानांप्रिय प्रियदर्शी) (حدود ۳۰۴ – ۲۳۲ قبل از میلاد)

تصویر: अशोकवृक्षः
(منبع تصویر: جزئیات)

تصویر: अशोकसाम्राज्यम्
(منبع تصویر: جزئیات)

۳۸.۱۰. تمرین

الف) در جملات زیر، شکل مناسب کلمات داخل پرانتز را قرار دهید و ترجمه کنید:

... (सप्तमी विभक्तिः) ... धर्मं रक्षत्यभया जनाः ॥१॥ (राजन्)

आसीद्राजपुत्रो गौतमस् ... सुकृतकर्मोपपन्नो बुद्ध्या रूपामितबलः ॥२॥ (नामन्)

राज्यस्य ... (सप्तमी बहुवचने) ... अरयो राजानं योद्धुं तिष्ठन्ति ॥३॥ (सीमन्)

वैश्यानां कानि ... ॥४॥ (नामन्)

वैश्यास् ... ॥५॥ (किंनामन्)

... (सप्तम्येकवचने) ... अकर्म यः पश्येदकर्मणि कर्म यः बुद्धिमान्मनुष्येषु युक्त इति भगवद्गीतायाम् ॥६॥ (कर्मन्)

किम् ... किमकर्मेति कवयो ऽप्यत्र मोहिताः ॥७॥ (कर्मन्)

ब्रह्मभूतस् ... (प्रथमैकवचने) ... शोचति लुभ्यति ॥८॥ (प्रसन्नात्मन्)

... (षष्ठ्येकवचने) ... सुकृतस्य सुफलमाहुः ॥९॥ (कर्मन्)

महीभोगस् ... (शष्ठी बहुवचने) ... धर्मः ॥१०॥ (राजन्)

राज्ञे ... दीयेरन् ॥११॥ (बलिन् हस्तिन्)

... (तृतीया विभक्तिः) ... लोका असृज्यन्त ॥१२॥ (ब्रह्मन् مذکر)

... (तृतीया विभक्तिः) ... कृतं पापं... (तृतीया विभक्तिः) ... अकृतं पापम् ॥१३॥ (आत्मन्)

सद्भिस् ... जनेभ्यो ऽभयं दीयते ॥१४॥ (राजन्)

... धर्मं रक्षत्सु सभया जनाः ॥१५॥ (राजन्)

38.11. فهرست واژگان برای تمرین ترجمه

प्राय : m. موضوع اصلی، ابزار प्रायेण : بیشتر، معمولاً (به प्र-)

विनोद m. سرگرمی، تفریح، لذت

تصویر: विनोदः
(منبع تصویر: جزئیات)

अट् ۱P अटति : سرگردانی

کامل. I आट، आटुः
آینده. अटिष्यति
سببی. आटयति

गाध ۳: کم‌عمق

तॄ 1P तरति : عبور کردن، نجات یافتن از (مفعولی)

perf. IIIb ततार، तेरुः
fut. तरिष्यति तरीष्यति
pass. तीर्यते
caus. टारयति
ppp तीर्ण
inf. तरितुम् तरीतुम्

पार n.(m.): کره دیگر، مرز، هدف

तीर n.: کره

تصویر: वाराणस्यां गङ्गातीरे
(منبع تصویر: جزئیات)

एकैकशस् قید: به‌طور جداگانه

गण् ۱۰P गणयति : شمردن

کامل गणयां चकार
آینده गणयिष्यति
مجهول गण्यते
صفت مفعولی گذشته गणित
مصدری -गणय्य
مصدر गणयितुम्

تصویر: गणयां चक्रुः
(منبع تصویر: جزئیات)

क्रुश् ۱P क्रोशति : فریاد زدن، نوحه سرایی کردن

کامل II चुक्रोश
آینده क्रोक्ष्यति
مجهول क्रुश्यते
سببی क्रोशयति
صفت مفعولی گذشته क्रुष्ट

इदानीम् قید: اکنون

नूनम् Adv.: اکنون؛ پس، از این رو؛ قطعاً، حتماً

मज्ज् 6P मज्जति : فرو رفتن، غوطه‌ور شدن

PPP ममज्ज
Fut. मङ्क्ष्यति
Kaus. मज्जयति
PPP मग्न
Absol. मङ्क्त्वा मक्त्वा

गवेषयति اشتقاقی: جستجو کردن

व्याकुल 3: متعجب، آشفته، گیج

कोलाहल m.n.: فریاد، سر و صدا

विवेष्टित n.: جستجوی همه‌جانبه

हस् ۱پ हसति : خندیدن

کامل پی‌سی जहास، जहसुर्
آینده हसिष्यति
مجهول हस्यते
سببی हासयति
صفت مفعولی گذشته हसित

सृ ۱پ सरति : دویدن

کامل ससार، सस्रुर्
آینده सरिष्यति
مجهول स्रियते
سببی सारयति
صفت مفعولی گذشته सृत
مصدر सर्तुम्

कर्णयति مشتق: شنیدن (به سمت कर्ण m. "گوش")

लज्जा f.: شرم

अधस् Adv.: به پایین

38.12. تمرین ترجمه

दश मूढाः

मूढानां चेष्टितानि प्रायेण विनोदावहानि यथा हि -- एकदा दश मूढा देशाटनाय प्रस्थिताः किञ्चिद्दूरं गतानां तेषामुपस्थिता काचिदगाधा नदी बाहुभ्यां तरन्तस्ते कथमपि नदीं तीर्त्वा पारं गताः

आसीत्तेषां मध्ये कश्चन वृद्धः किं सर्वे तीरमनुप्राप्ता ईति जिज्ञासमानस्तानेकैकशो गणयामास परं नवै परिगणितास्तेन ततः आक्रोशत् अहो वयम् दश प्रस्थिताः इदानीं नवैव स्मः नूनमस्माकमेको नद्यां निमग्नः गवेषयत तमिति ततस्तेषामेकैको ऽपि गणनां चकार परं नवैव दृश्यन्ते ततस्तेषां व्याकुलीभूतानां महान्कोलाहलः समजनि तत्रैव नातिदूरे कस्यचिदृषेराश्रमो ऽवर्तत तत्र वसन्नृषिस्तेषां विवेष्टितमवलोक्योच्चैर्जहास तस्य हासशब्दं श्रुत्वा मूढास्तरसा समुपसृत्य हासकारणमपृच्छन् ऋषिराह अहो अनात्मज्ञा यूयम् युष्माकमेकैको ऽपि नात्मानमगणयत् तेनायं व्यामोहः संजात इति तदाकर्ण्य ते मूढाः सलज्जमधोमुखाः प्रययुः (संस्कृतप्रथमादर्शः)

توضیحات:

दश مفرد/مفعولی/نسبتی جمع مذکر/مونث/خنثی مربوط به दशन् "ده"

बाहुभ्याम् ابزار/مفعولی/نسبتی دوگانه مربوط به बाहु مذکر "بازو"

सर्वे مفرد جمع مذکر مربوط به सर्व ۳ "هر، همه"

जिज्ञासमान اسم‌مفعولی حال آرزویی از ज्ञा 9U जिज्ञासते «خواستن شناختن، خواستن دانستن»

नव مفرد/مفعولی/جمع مذکر/مونث/خنثی از नवन् «نه»

वयम् جمع «ما»

स्मस् اول شخص جمع حال اخباری به अस् 2P

गवेषयत ۲.مفرد امری

एकैक "هر یک به تنهایی"

समजनि ۳.مفرد مجهول آوریست به जन्

तरसा مفرد ابزار به तरस् ن. "انرژی"، قیداً به کار رفته: "سریع، با زور"

यूयम् جمع، مخاطب: "شما"

युष्माकम् جمع، مضاف‌الیه: مربوط به यूयम्

بخشی از کتابخانه دهکده جهانی Tüpfli