🇮🇷 FA - فارسی
🇮🇷 FA - فارسی
Appearance
🇮🇷 FA - فارسی
🇮🇷 FA - فارسی
Appearance
در ادبیات سنسکریت قدیمی و توسط دستنویسان بومی، سه زمان گذشته در کاربردشان به وضوح متمایز شدهاند:
در ادبیات کلاسیک سنسکریت، سه زمان گذشته بدون تفاوت معنایی استفاده میشوند (استثنا: شعر هنری भारवि किरातार्जुनीय).
ساختار:
مکمل a- + بنای حال + پایان ثانویه
سه شخص مفرد پاراسمایپادا در گذشته ناقص برای بنهای بیحرف اضافه از بن قوی حال ساخته میشوند و تمام شکلهای دیگر از بن ضعیف حال.
گذشته ناقص فقط حالت خبری دارد.
مثالها:
भू ۳. مفرد. گذشته ناقص. پاراسمایپادا. अभवत् (a-bhava-t)
सु
۱. اگر Augment a- پیش از ریشهای که با مصوت آغاز میشود بیاید، Augment و صدای آغازین ریشه در ⟨वृद्धि⟩ مصوت ریشه ادغام میشوند.
مثالها:
| 3. sg. Impf. | 3. pl. Impf. | |
|---|---|---|
| इष् | ऐच्छत् (a- + iccha-t) | |
| इ | ऐत् (a- + e + t) | आयन् (a + i + an) |
| आस् | आस्त (a + ās-ta) |
نمونهها:
| سوم شخص مفرد گذشتهای | سوم شخص جمع گذشتهای | |
|---|---|---|
| इष् | ऐच्छत् (a- + iccha-t) | |
| इ | ऐत् (a- + e + t) | आयन् (a + i + an) |
| आस् | आस्त (a + ās-ta) |
۲. اگر پیشریشهها (Präverben) در برابر یک ریشه قرار گیرند، افزودهٔ a- بلافاصله پس از پیشریشه و پیش از ریشه ظاهر میشود.
نمونهها:
| سوم شخص مفرد گذشتهای | |
|---|---|
| आगम् | आगच्छत् (ā + a + gaccha-t) |
| संगम् | समगच्छत् (sam-a-gaccha-t) |
| उपगम् | उपागच्छत् (upa + a + gaccha-t) |
| उपागम् | उपागच्छत् (upa + ā + a + gaccha-t) |
برای نمایش شکلسازی فرمها، در اینجا برای ریشههای پاراسمایپادا نیز فرمهای آتمنپادا ساخته میشوند! این فرمهای مصنوعی بین < > قرار دارند.
| کلاس حال | ریشه धातु | سوم شخص مفرد پ. | سوم شخص جمع پ. | سوم شخص مفرد آ. | سوم شخص جمع آ. |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱. | भू | अभवत् | अभवन् | अभवत | अभवन्त |
| ۴. | नृत् | अनृत्यत् | अनृत्यन् | अनृत्यत | अनृत्यन्त |
| ۶. | विश् | अविशत् | अविशन् | अविशत | अविशन्त |
| ۱۰. / سببی | चुर् | अचोरयत् | अचोरयन् | अचोरयत | अचोरयन्त |
| مجهول | गम् | अगम्यत | अगम्यन्त |
| کلاس حال | ریشه धातु | سوم شخص مفرد پ. | سوم شخص جمع پ. | سوم شخص مفرد آ. | سوم شخص جمع آ. |
|---|---|---|---|---|---|
| ۲. | द्विष् | अद्वेट् (adveṣṭ > adveṣ > adveṭ) | अद्विषन् अद्विषुर् | अद्विष्ट | अद्विषत |
| ۲. | दुह् | अधोक् (a + doh + t > adogdh > adhok) | अदुहन् | अदुग्ध | अदुहत |
| ۲. | इ | ऐत् | आयन् | ||
| ۲. | हन् | अहन् (aus *ahant) | अघ्नन् | ||
| ۲. | स्तु | अस्तौत् अस्तवीत् | अस्तुवन् | अस्तुत | अस्तुवत |
| ۲. | अस् | आसीत् | आसन् | ||
| ۵. | सु | असुनोत् | असुन्वन् | असुनुत | असुन्वत |
| ۵. | आप् | आप्नोत् | आप्नुवन् | आप्नुत | आप्नुवत |
| ۸. | तन् | अतनोत् | अतन्वन् | अतनुत | अतन्वत |
| ۸. | कृ | अकरोत् | अकुर्वन् | अकुरुत | अकुर्वत |
| ۷. | युज् | अयुनक् (a-yunaj + t > ayunakt > ayunak) | अयुञ्जन् | अयुङ्क्त (a-yuñj + ta) | अयुञ्जत |
| ۷. | रुध् | अरुणत् (a-ruṇadh + t > aruṇaddh > aruṇat) | अरुन्धन् | अरुन्द्ध | अरुन्धत |
| ۹. | क्री | अक्रीणात् (a-krīṇā-t) | अक्रीणन् (a-krīṇ-an) | अक्रीणीत (a-krīṇī-ta) | अक्रीणत (a-krīṇ-ata) |
अग्र n.: نوک، انتهای خارجی
मही f.: زمین، پایه و کف (حرفاً: بزرگ)
एकदा
श्रम् श्राम्यते
श्रमिष्यते
श्रम्यते
श्रमयति
श्रान्त
श्रमित्वा । श्रान्त्वा
-श्रम्य
श्रमितुम्
पार्श्व
चूत

تصویر: चूतः
درخت انبه، کانپور.
(منبع تصویر: جزئیات)
तरु वृक्ष
पचेलिम
स्पृहा
परम्
रुह् रोहति
रोक्ष्यति
रुह्यते
रोहयति । रोपयति
रूढ
-रुह्य
रोढुम्
ग्रह् गृह्णाति
ग्रहीष्यति (!)
गृह्यते
ग्राहयति
गृहीत
-गृह्य
ग्रहीतुम् (!)
वानर कपि

تصویر: वानराः
میمونها (بازوهای رزوس) در دهلی.
(منبع تصویر: جزئیات)
लोक् लोकयति
लोकयिष्यति
लोक्यते
लोकित
-लोक्य
लोकितुम्
प्रहर्ष
कति
उपल

تصویر: उपलाः
معدن سنگ جنوب پونه، مهاراشترا.
(منبع تصویر: جزئیات)
लक्ष्य

تصویر: लक्ष्यम्
تمرین تیراندازی / هدف تیر، کارناتاکا.
(منبع تصویر: جزئیات)
क्षिप् क्षिपति
क्षेप्स्यति
क्षिप्यते
क्षेपयति
क्षिप्त
-क्षिप्य
क्षेप्तुम्
चि चिनोति
चेष्यति
चीयते
चाययति
चित
-चित्य
चेतुम्

تصویر: चितं गोमयं दहति
سوزاندن کیکهای کود گاو در راجستان.
(منبع تصویر: جزئیات)
चि अव
प्रति
अहो
कौशल कुशल

تصویر: कौशलम्
نقاشی مهندی بر روی دستها در بمبئی.
(منبع تصویر: جزئیات)
الف) شکلهای فعلی زیر را تعیین کنید و اشکال ناقص (Imperfekt) متناظر با شخص، عدد و جنس فعلی را تشکیل دهید:
ب) ترجمه کنید و ترکیبات (کمپوزیتها) را در سنسکریت تجزیه کنید:
आसीत्क्षत्रिय उपपन्नो गुणैरिष्टै रूपवान् । स जनेन्द्राग्रे ऽतिष्ठत् । स देवानयजतारीनजयज्जनानपानमहापुण्यमकरोत् । तस्मान्मृत्वा देवलोके पुनर्भवमलभत ॥१॥
ब्राह्मणो महानगरे ऽवसत् । स पुत्रमागमय्यावक् । ब्राह्मणपुत्रो वेदं गुरावधीयीतेति । तच्छ्रुत्वा स पुत्रो ऽध्ययनाय गुरुमैत् । गुरुगृहे प्रविश्य गुरुमुपातिष्ठद्गुरुश्च तं पुत्रम् ब्राह्मणमपृच्छत् । ततस्तेन पुत्रेणान्नमादयत् ॥२॥
राम आचार्यमुपसंगम्य वचनमब्रवीत् ॥३॥
ब्राह्मणा वेदमध्यैयन् चाध्यापयंश्च देवांश्चायजन्नयजन्त च क्षत्रियाः श्रुतिमध्यै هنوز जनानरक्षन्महीमभुञ्जन्देवानयजन्त वैश्या वेदमध्यैयन् देवानयजन्ताक्रीणन्व्यक्रीणत च द्विजदासास्तु शूद्रा आसन् ॥४॥
बुद्धपुत्राः सत्यमाजानन्दुःखमरुन्धन्मोक्षं प्राप्नुवन् । बुद्धपुत्र इति बुद्धमार्गभिक्षुरुच्यते ॥५॥

تصویر: बुद्धपुत्र इति बुद्धमार्गभिक्षुरुच्यते
راهب بودایی در سریلانکا.
(منبع تصویر: جزئیات)
نکته: این دوره در اصل هر ترم زمستان در دانشگاه توبینگن برگزار میشد. درس ۳۲ با شروع تعطیلات دو هفتهای کریسمس همزمان بود.
الف) واژههای زیر را تعیین و ترجمه کنید:
ب) تمرین ساندھی: کلمات داخل پرانتز را در جملات زیر قرار دهید. به ویژه به ساندھی توجه کنید:
१. रामो ग्रामात् ... (द्वितीया विभक्तिः) ... गच्छति । (नगर । आर्यग्राम । महानगर । शत्रुग्राम । जयनगर । लोकेश्वरनगर । कविगृह )
२. जयन् ... (प्रथमा विभक्तिः) ... अरीन्हन्ति । (इन्द्रशत्रु । शत्रु । जितशत्रुक्षत्रिय । लोकेश्वर । तद्गुणशूर । देवता)
३. न हि पुण्यवन्तस्ते ... (प्रथमा विभक्तिः) ... । (अरि । आर्यशत्रु)
४. देवता ... (तृतीया विभक्तिः) ... आद्यते । (ऋषि (एकवचने बहुवचने च) । इन्द्रदेवी)
५. ब्राह्मणस् ... (सप्तमी विभक्तिरेकवचने बहुवचने च) ... एति । (नगर)
६. रामो गृहे ... । (आस् । इ । वस्)
७. शूरेण ... (प्रथमा विभक्तिः) ... जीयते । (अरि । इन्द्रशत्रु । उक्तानृतनर । एष नर)
८. कविना... (प्रथमा विभक्तिः) ... स्तूयन्ते । (आर्यदेव । इन्द्रादिदेव)
९. रामस् ... (द्वितीया विभक्तिः) ... गच्छति । (कवि । गृह । आर्यग्राम । अरिनगर । सुखता । तन्नगर । शूद्रग्राम । चन्द्रकीर्ति । ट्युबिङ्गन्नगर)
ج) به سانسکریت ترجمه کنید:
پس از تولد پسر، زن برهمنی خدمتکاری را نزد برهمن میفرستد. برهمن به این خدمتکار اجازه ورود به خانه را میدهد و سپس درباره پسر پرسش میکند. خدمتکار میگوید که پسر در سلامت است. پس از شنیدن این سخن، برهمن خوشحال میشود.
مقدس، بدی (کرده شده به او) را تحمل کرده است.
شایستگی، آراستگی مرد است.
[L1] ۴. جنگجویان قدرتمند به دهکدهی برهمانی رفتهاند.
[L3] ۵. دخترک گریه میکند.
[L5] ۶. بیماریای همتراند خوشگذرانی نیست، دشمنی همتراند سردرگمی نیست، آتشی همتراند خشم نیست، خوشبختیای همتراند شناخت نیست.
[L7] ۷. مردی که توسط الهه محافظت میشود، خوشبخت است.
با هر بادی که ابری آب (वारि n.) میباراند، با همان باد دانشمند چتر خود را تکان میدهد.
اعمال بارور از جانب طبقات، مراحل زندگی و غیره وجود ندارد.
چرخه تناسخ آغازی ندارد.
زمان آن رسیده است که به غذا پرداخته شود.
استقبال ملکه.
[L2] به خاطر آسمان، مردم کارهای شایسته انجام میدهند.
[L4] مردی که از روی تکبر، طمع، خشم یا ترس حکمی نادرست صادر کند، به دوزخ میرود.
[L6] رامه به دستور معلم از روستا به شهر رفت، وارد خانه مرد مقدس شد، با احترام پیش پیر بزرگ ایستاد و گفت: «از خشم بگذر!»
همواره (او) با کسانی که در علوم رشد یافتهاند، پیوند داشته باشد تا تربیت/رفتار نیکوی او افزایش یابد. (این) زیرا تربیت/رفتار نیکو به عنوان ریشه این (پیوند با چنین کسانی) است.
تا زمانی که معلم ایستاده است، پسر نباید بنشیند.
هیچ پناهگاه بهتری از راما وجود ندارد.
ویشومیترا به رامه میگوید که گویندا را به ده بفرستد.
گویندا از دواتا میخواهد که برنج بپزد.
دharma آریا این است که برهمنان جوان بخشهای ود و اسمرتی را بارها مطالعه کنند.
معلم به پسران ود تدریس کرد و سپس به خانه رفت.
کدام تعویض دختر را محافظت کرد؟
حقیقت چراغ جهان است.
این خانهها متعلق به چه کسانی است؟
دharma همه این است: عدم آزار، حقیقتگویی، پاکی، حسرتنکردن، بدخواهینداشتن و شکیبایی.
کْشَتْرِیهایی که دشمنان را شکست دادهاند، در خانه نشستهاند.
آن کسی همسر (واقعی) است که عشق میگوید؛ و آن کس پسر (حقیقی) است که زنده است. کسی زنده است که دارای ویژگیهای نیک باشد؛ و کسی زنده است که دارندهٔ دَرم باشد.
سرور خدایان، غیرآریاییها را که دشمنان ایندرا هستند شکست میدهد. (مجهول)
یوگای عمل، تپاس (tapas n.)، تلاوت ودا و خدمتگزاری در برابر ارباب است. او به گسترش غرقگی مدیتاتی و تضعیهٔ کِلِشاها خدمت میکند.
خوردن، خوابیدن، ترس و جفتگیری: این مشترک میان انسانها و حیوانات است. در دَرم، به راستی ویژگی متمایز افزودهشدهٔ آنان نهفته است. رها شده از دَرم، آنها با حیوانات (ابزار) برابرند.
مردم زاده میشوند تا بمیرند.
دوزخها به خاطر بدی هستند. بدی فقر را سرآغاز دارد. فقر از عدم بخشش ناشی میشود.
این دِرمای کْشَتْریاهاست که کْشَتْریاها مردم را از دشمنان محافظت کنند.
به همین دلیل، سه (tisras) علم حکومت را ریشه خود قرار دادهاند. حکومتی که تربیت/رفتار نیکو را ریشه خود دارد، به موجودات زنده (प्राणभृत्) سود و مالکیت ایمن میبخشد.
افراد بدگمان هنگامی که معلم دربارهٔ دهارما سخن میگوید، گوش نمیدهند.
به این رامه درود!
هاری بلندمرتبه راه/هدف من است، که دشمنانش را به آسمان فرستاد، به پیروانش معنای وداه را آشکار ساخت، به خدایان نectar جاودانگی برای خوردن داد، آفریننده (विधि) را وداه را آموخت، زمین را در آب (محکم) قرار داد.
ویشنو خود را به پیروانش نشان میدهد.
لشکری که به خدمت نگذارد، معیار ماهها را ایجاد میکند.
کسی که ثروت دارد، دوستان دارد؛ کسی که ثروت دارد، خویشاوندان دارد؛ کسی که ثروت دارد، مردی (पुमान् حالت مفعولی) در جهان است؛ کسی که ثروت دارد، در واقع دانشمند است.
آتشی که مردگان را میسوزاند، بیوه خوب را نیز میسوزاند.
خدمتکار برهمن غذا را پخته و اکنون آن را میخورد.
حالا کافی است!
این میوه برای خوردن او کافی است.
درونیترین محرم معبد، خانهای برای تصویر خداوند است.
دزد از سرقتش با مجازات یا آزادی رها میشود. اما اگر پادشاه (राजा مفرد نامی) دزد را مجازات نکند، گناه دزد به او برمیگردد.
زیرا او در انجام قربانی خطایی مرتکب شده است، برهمن شایستگی دریافت ثروت را ندارد.
پس از برگزاری مراسم آغازین، او باید ودا و فلسفه را نزد دانشمندان (उपयुज्) و اقتصادشناسی را نزد رؤسای دپارتمانها بیاموزد.
دایمه ویشیا این است که ویشیها از خرید و فروش معاش کسب کنند. بنابراین، پسران ویشیا میخرند و میفروشند.
باید حقیقت را گفت، باید کلام خوشایند گفت؛ نباید حقیقت ناخوشایندی گفت و نباید دروغ ناخوشایندی نیز گفت. این دایمهی ابدی است.
خداحافظ!

تصویر: पुनर्दर्शनाय
سلام/خداحافظی هندی.
(منبع تصویر: جزئیات)
ترجمه و تحلیل فرمهای کلمه زیر:
एकदा कश्चिद्वृद्धो ग्रामन्तरं गच्छन्पथि श्रान्तो ऽभवत् ।
अतः स विश्रमाय पार्श्वस्थितस्य चूततरोर्मूलमग्च्छत् ॥
तस्मिन्वृक्षे पचेलिमानि फलान्यवर्तन्त ।
वृद्धस्य तेषु स्पृहा जाता ।
परं स वृक्षमारुह्य तानि ग्रहीतुं नाशक्नोत् ॥
दिष्ट्या तस्मिन् तरौ केचिद्वानराः फलानि खादन्तः स्थिताः ।
तानवलोक्य वृद्धः प्रहर्षं गतः ।
स किमकरोत् ।
स कतिचिदुपलानादाय वानरांल्लक्ष्यीकृत्य प्राक्षिपत् ।
वानराः कुपिताः कानिचित्फलान्यवचित्य वृद्धं प्रति प्राक्षिपन् ।
वृद्धः सहर्षं तान्यादाय स्वाभीष्टदेशं गतः ॥
अहो वृद्धस्य कौशलम् ॥
(از: संस्कृतबालादर्श)
توضیحات:
पथि حالت مکانی مفرد از पथ् مذکر «راه» (صرف بیقاعده)
लक्ष्यीकृ پسوند च्विऽ अन् लक्ष्य + कृ : چیزی را लक्ष्य کردن که پیش از این लक्ष्य نبوده است
आदाय حالت نصب به आ-दा (کلاس سوم فعل حال) «گرفتن»

تصویر: तस्मिन्वृक्षे पचेलिमानि फलान्यवर्तन्त
میمونها درختان انبه.
(منبع تصویر: جزئیات)