🇮🇷 FA - فارسی
🇮🇷 FA - فارسی
Appearance
🇮🇷 FA - فارسی
🇮🇷 FA - فارسی
Appearance
در سانسکریت، قیدها به روشهای زیر ساخته میشوند
۱. با استفاده از شکلهای حالتی (کازوس) اسمها و ضمیرها
۲. با کمک پسوندها و پایانهای ویژه
در حالت نخست، مرز میان حالت زنده (کازوس) و قید سیال است. این دسته شامل بهعنوان یک مورد ویژه، قیدهایی میشود که شکلهای قدیمی و تثبیتیافتهٔ کازوس هستند، در حالی که در صرف (دکلیناسیون) از شکلهای دیگر استفاده میشود یا آن اسمهای مربوطه دیگر به عنوان اسم به کار نمیروند.
مفعولی (द्वितीया) میتواند به صورت قیدی برای پرسشهای زیر به کار رود:
مفعولی میتواند به صورت قیدی برای موارد زیر به کار رود:
از اسمها (Substantives)
نمونهها:
कामम् "به خواست، مطابق با آرزو"
अर्थम् "به خاطر، به سبب"
از صفتها در حالت خنثی (Neutrum)
نمونهها:
सुखम् "به آسانی، خوشبختانه"
नित्यम् "همیشه"
साधु "به درستی، خوب"
از ضمیرها در حالت خنثی (Neutrum)
نمونهها:
तद् "آنگاه، به همین دلیل"
यद् "اگر، اینکه"
एतद् "چنین، اینجا، اکنون"
ابزارگر (तृतीया) میتواند به صورت قیدی برای پرسشهای زیر به کار رود:
ابزارگر میتواند به صورت قیدی برای موارد زیر به کار رود:
از اسمها (Substantives)
نمونهها:
अर्थेन "به خاطر، به سبب"
क्षणेन "در لحظه، فوراً" (از क्षण m. "لحظه")
از صفتها، اغلب همچنین در حالت جمع
نمونهها:
दूरेण "دور، از دور" (به दूर ۳ "دور، دور از")
उच्चैस् "بلند، رسا" (به उच्च ۳ "بلند، مرتفع، رسا، زیر (از صدا)")
به ندرت از داتیو (चतुर्थी) به صورت قیدی با پرسشهای زیر استفاده میشود:
مثال:
अर्थाय "به منظورِ، به خاطر ..."
آبلاتیو (पञ्चमी) میتواند به صورت قیدی با پرسشهای زیر استفاده شود:
آبلاتیو میتواند به صورت قیدی استفاده شود:
از اسمها
مثلاً. बलात् "به زور، با خشونت"
از صفتها
مثلاً. दूरात् "از دور"
از ضمیرها
مثالها:
कस्मात् "چرا"
अकस्मात् "به طور غیرمنتظره"
به ندرت از ژنتیو (षष्ठी) به صورت قیدی با پرسش "پس از چه مدت زمانی؟" استفاده میشود.
مثلاً. चिरस्य "پس از مدت طولانی" (به चिर 3 "طولانی (زمان)")
لوکاتیو (सप्तमी) میتواند به صورت قیدی با پرسشهای زیر استفاده شود:
مثالها:
-अर्थे "به خاطر"
-कृते "به خاطرِ"
दूरे "دور"
مثالها:
जातु "به طور کلی" (در اصل "از تولد، ذاتاً"، مفرد متعین مذکر/مونث به जातु <دیگر به عنوان اسم رایج نیست>)
तूष्णीम् "به سکوت" (مفرد متعین مذکر/مونث به یک तूष्णी مونث دیگر رایج نیست "سکوت")
एवम् "به این شکل" (به یک ریشه ضمیری که در غیر این صورت از بین رفته است एव "یک، یگانه")
از بنهای ضمیری तद्، इदम् یا अ-، यद्، किम् یا कु میتوان با پسوندهای قیدی
قیدهای ضمیری متناظر را استخراج کرد.
| پسوند | بن ضمیری | |||
|---|---|---|---|---|
| तद् | इदम् अ- | यद् | किम् कु- | |
| -तस् (ابلاقی) | ततस् از آنجا، بر روی آن، به همین دلیل | इतस् अतस् :براز اینجا، به همین سبب | यतस् از کجا، از چه چیزی | कुतस् از کجا؟، چرا؟ |
| -त्र (لوکاتیو) | तत्र آنجا، آنسوی | अत्र اینجا | यत्र :برکجا | कुत्र کجا؟ |
| -था (شیوه و چگونگی) | तथा چنین، به این شکل | यथा چگونه | ||
| -थम् (شیوه و چگونگی) | कथम् چگونه؟ | |||
| -दा (زمان) | तदा :برآن زمان، آنگاه | यदा هنگامی که | कदा :برچه زمانی؟ |
یک قید پرسشی دیگر این است: क्व "کجا؟"

تصویر: क्व
(منبع تصویر: جزئیات)
پسوندهای قیدی دیگر
| پسوند | |
|---|---|
| -वत् | میتوان به هر اسمی چسباند تا معنای "به سبک، مانند" را بیان کند مثلاً पुत्रवत् "مانند یک پسر" |
| -तस् | به اسمها و ضمیرها. معمولاً معنای ابلاقی "از کجا؟" دارد، اما گاهی "کجا؟"، "به کجا؟" مثلاً आदितस् "از ابتدا" |
| -धा | 1. در قیدهای عددی به معنای "-باره"، "-گانه" مثلاً द्विधा "دوگانه" 2. به معنای "به این گونه و آن گونه" مثلاً समधा "به یک شکل" (متعلق به सम 3 "یکسان") |
مثال: सुचिरम् "بسیار طولانی (زمان)"
مثال: रक्षार्थम् "به شیوهی کسی که هدفش محافظت است، به منظور محافظت". همچنین میتوان آن را متعلق به ۵.۱ دانست: -अर्थम् به عنوان بخش دوم قیدی.
अव्ययीभाव = "تغییرناپذیر/عدمصرف شده"
یک अव्ययीभाव ترکیبی قیدی است که بخش اول آن یک نامصرف (حرف اضافه بعد از اسم، ذره و غیره) است و بخش دوم آن یک اسم که پایان حالت مفعولی مفرد مذکر/مونث را میپذیرد.
در تحلیل ترکیب، بخش اول بر بخش دوم حکومت میکند:
مثالها:
प्रत्यग्नि = अग्निं प्रति = "در برابر آتش"
यथाशक्ति = शक्तिमनतिक्रम्य = "به اندازهی توان"
अभिमुखम् = मुखम् अभि = "به جلو، رو به"
ترکیبات अव्ययीभाव با यथा "مانند" به عنوان بخش اول، بسیار مهم هستند:
مثلاً यथाकामम् = कामो यथास्ति = "آنگونه که خواست است، به میل دل، هر گونه"

تصویر: यथाशक्ति
(منبع تصویر: جزئیات)
در افعال
به جای یک صفت خبری، میتوان از قید خبری استفاده کرد:
مثلاً तूष्णीं बभूव "او ساکت شد، خاموش گشت"

تصویر: तूष्णीं बभूवुः
(منبع تصویر: جزئیات)
ضمیرهای نامعین (ضمایر بیمعنا) با افزودن
به حالتهای ضمیر پرسشی किम् ساخته میشوند.
مثال:
कश्चिद् = कश्चन = को ऽपि = "هر کسی، هر کس"
कस्यचिद् = مال هر کسی
"چه کسی؟، چگونه؟، چه چیزی؟، چرا؟ به چه دلیل؟، چرا؟
کسی که نمیپرسد، نادان میماند."
कः कथं किं केन कस्मात्कस्मै । यो न पृच्छेन् मूर्खस्तिष्ठेत् ॥
شعار خیابان خرد، که یک راهنمای خوب برای زندگی و مطالعه سنسکریت است
همچنین ببینید درس 4.
باید تمایز قائل شد بین
در پرسشهای کلمهای درباره یک عامل (कर्तृ)، یک مفعول، یک فعالیت، یک وضعیت و غیره پرسیده میشود، مثلاً
در پرسشهای جملهای، کل محتوای جمله مورد پرسش قرار میگیرد، مثلاً
الگو:
ضمیر پرسشی/قید پرسشی - جمله
مثالها:
को ग्रामं गच्छति = केन ग्रामो गम्यते = "چه کسی به روستا میرود؟"
किं बाला अधीयीरन् = "بچهها باید چه چیزی یاد بگیرند؟"
क्व रामो वसति = رام کجا زندگی میکند؟

تصویر: किं बाला अधीयीरन्
(منبع تصویر: جزئیات)
گاهی تنها از زمینه مشخص است که آیا یک جمله پرسشی است یا خیر.
الگوی I:
فعل - باقیمانده جمله
مثال:
गमिष्यति ब्राह्मणबालो गुरुम् । "آیا پسر برهمه به سوی استاد خواهد رفت؟"
الگوی II:
ذرّه پرسشی (معمولاً در آغاز جمله) - جمله
مهمترین ذرّههای پرسشی عبارتند از:
अपि
किम् (اغلب پاسخ منفی را متوقع میسازد)
कच्चिद्
این ذرّهها معادل علامت سؤال هستند.
مثال:
अपि सत्यम् । "آیا این نیز درست است؟"
किं शक्नोति । "آیا او میتواند؟"
कच्चित्क्षत्रियेण शत्रवो जिताः । "آیا شاید کْشَتِریا دشمنان را شکست داده است؟"
یادداشت: किम् میتواند علاوه بر «چه؟» و به عنوان ذرّه پرسشی، معنای «چرا؟، برای چه؟» نیز بدهد. بهویژه با کارگزار (तृतीया):
किं क्रोधेन । "خشم برای چه؟ خشم به چه سود است؟ خشم چیست؟"
मूर्ख ۳: کندذهن، احمق، نادان م. ابله
मुनि م.: دانا، (سکوتگرا) زاهد
शाक्यमुनि م.: زاهد از نژاد शाक्य (کْشَتِریاهای कपिलवस्तु) = بودا گوتاما

تصویر: शाक्यमुनिः
(منبع تصویر: جزئیات)
दिन ن.: روز
वृक्ष م.: درخت

تصویر: वृक्षः
(منبع تصویر: جزئیات)
मुख ن.: دهان، چهره، بخش پیشین، آغاز
الف) به پرسشهای زیر با استفاده از واژههای مشخص شده در پرانتز، به زبان سانسکریت پاسخ دهید. جملات پرسشی را ترجمه کنید.
نمونه: क आगच्छति (राम) । » राम आगच्छति । कस्मै ब्राह्मण्यन्नं ददौ ॥१॥ (भिक्षु، बाला، दास، भगवन्त्)
क आर्यसत्यान्यजानात् ॥२॥ (बुद्ध، शाक्यमुनि)
कुत्राग्निश्चीयते ॥३॥ (यज्ञस्थान، मही)
कदा ब्राह्माणा घृतमग्नौ जुह्वति ॥४॥ (यज्ञकाल، देवान् स्तु <ابزولوتیو>)
कस्मान्मतिमतयः पुण्यं चक्रुः ॥५॥ (स्वर्गलोभ، नरकभय، भीतनरकता)
किमेव शस्त्रं छिनत्ति ॥६॥ (शरीर، अजीव)
किंकामः शत्रुरार्यैः सह युयुधे ॥७॥ (धनं जि)
कया भिक्षुरादितः ॥८॥ (गुणवती शूद्रा)
कुतः सुपुनर्भवं गम्यते ॥९॥ (कृतपुण्यत्व، सुनीति)
केन शूद्रा न काम्येत ॥१०॥ (द्विजाति، ब्राह्मण، साधु)
किमर्थं सुगतो ऽगारादनगार्यं प्रवव्राज ॥११॥ (दुःखमोक्ष، मोक्षनयन्ती प्रज्ञा)
कस्याः पुत्र्रः कृष्ण आसीत् ॥१२॥ (देवकी)

تصویر: कृष्णः बलरामश्च
(منبع تصویر: جزئیات)
क्व मर्तुं सज्जना इच्छन्ति ॥१३॥ (काशी = वाराणसी)

تصویر: क्व मर्तुं सज्जना इच्छन्ति
(منبع تصویر: جزئیات)
केषां धर्मो वेदाध्ययनम् ॥१४॥ (द्विज، द्विजाति، आर्य)
कैर्वेदः प्रोक्तः ॥१५॥ (ऋषि)
कस्मिञ्जात आर्यः सुखमाप्नोति ॥१६॥ (पुत्र)
का नरा लुभ्यन्ति ॥१७॥ (सुरूपशरीरा، देवीरूपा)
के नराः सुरूपा लुभ्यन्ति ॥१८॥ (समोह, बुद्धिमन्त्)
कस्या इन्द्रः पुत्र्रं दास्यति ॥१९॥ (कृतव्रता पुण्यवती सुमतिब्राह्मणी)
ب) ترجمه کنید:
किं स्थितप्रज्ञः प्रव्रजेत्किमगारे पुत्र्रेषु वसेत् ॥१॥ अपि गुरुः सत्यं जानाति ॥२॥ कच्चिच्छुद्रा द्विजदासाः ॥३॥ कच्छिच्छुद्रो भारमाबिभः ॥४॥
ج) ترجمه کنید अव्ययीभाव های زیر را:
۱. अति پسحرف با مفعول مستقیم: «فراتر از ...»
۱. अतिमात्रम्
۲. अतिवसन्तम्
۲. अधि «در»
۱. अधिहरि
۲. अधिकेरलम्

تصویر: अधिकेरलं वर्तन्ते
(منبع تصویر: جزئیات)
۳. अनु «متناسب با، در امتداد، طبق»
۱. अनुरूपम्
۲. अनुदिनम्
۳. अनुगङ्गम्
۴. अनुविष्णुम्
۴. अप «بدون»
۱. अपविष्णुम्
۵. अभि «به سمتِ»
۱. अभिमुखम्
۲. अभ्यग्नि
۶. आ «از، تا، شامل»
۱. आबालवृद्धम्
۲. आमरणम्

تصویر: आबालवृद्धं लंदननगरे ववृतिरे
(منبع تصویر: جزئیات)
۷. उप «نزدیک»
۱. उपवृक्षम्

تصویر: उपवृक्षं सीदन्ति
(منبع تصویر: جزئیات)
۸. यथा
۱. यथास्थानम्
با استفاده انحصاری از صرفهای فعلی ماضی کامل (پرfect)، به سانسکریت ترجمه کنید:
زمانی که پیرمردی به دهکده دیگری میرفت، در راه خسته شد. پس برای استراحت کردن به پای درخت انبهای که در کنار جاده ایستاده بود رفت. بر روی این درخت میوههای رسیده وجود داشت. پیرمرد هوس خورد که از این میوهها بخورد. اما نتوانست بر درخت بالا رود و به میوهها دست یابد. خوشبختانه، روی این درخت برخی میمونهایی بودند که میوه میخوردند. وقتی آنها را دید، پیرمرد خوشحال شد. چه کرد؟ او چند سنگ برداشت و به سمت میمونها نشانه رفت و پرتاب کرد. میمونهای خشمگین، برخی میوهها را چیدند و بر سر پیرمرد پرتاب کردند. پیرمرد این میوهها را با خوشحالی گرفت و به منطقه مورد نظرش رفت. بنگرید، سرنوشت پیرمرد!