Skip to content

تمرین ۴۲

ترجمه کنید:

. प्रकृत्यैव यः कर्माणि क्रियमाणानि पश्यति स आत्मानमकर्तरं पश्यति ॥ १ ॥
هر کس می‌بیند که اعمال (تنها) توسط طبیعت مادی (प्रकृति) انجام می‌شوند، همان‌طور که می‌بیند که خود (आत्मा) بی‌عمل است.

. कृष्णस्तस्य लोकस्य पिता माता पितामहो धातास्ति ॥ २ ॥
کِرشنا پدر، مادر، پدربزرگ و خالق این جهان است.

. आचार्याः पितरः पुत्राश्च पितामहाः श्वशुरा नप्तरो युद्धायावस्थिताः । एतान्न हन्तुमिच्छामीत्यर्जुनो भगवद्गीतायामुवाच ॥ ३ ॥
«معلّم‌ها، پدران، پسران، پدربزرگ‌ها، دامادها و نوادگان برای جنگ آماده شده‌اند. من نمی‌خواهم این‌ها را بکشم!» — آرجونا در باگاوادگیتا چنین گفت.

. कवयो लब्धपुत्रतायाः पितॄन्मातॄश्च तुष्टुवुः ॥ ४ ॥
شاعران پدران و مادران را برای کسب پدری (یا والدین بودن) ستایش کردند.

. भर्त्रा भार्या भर्तव्या । तस्माद्भार्येत्युच्यते ॥ ५ ॥
همسر باید توسط شوهرش تأمین شود. به همین دلیل او «بهاریا» (کسی که باید نگهداری شود) نامیده می‌شود.

. सत्पुत्रः पितृभ्यः पिण्डान्ददाति । पितृभिः पिण्डदानमश्यत एवं च सुखजीवो जीवितुं शक्यते ॥ ६ ॥
یک پسر خوب به اجداد خود قربانی غذا (पिण्ड) می‌دهد. از طریق اجداد، این بخشش غذا خورده می‌شود و به همین ترتیب می‌توان زندگی شادمانی داشت.

. भ्रात्रा स्वसा न विवोड्धव्या । भातरि स्वसारं कामयमाने देवाः क्रुध्यन्ति ॥ ७ ॥
یک برادر نباید خواهرش را ازدواج کند. اگر یک برادر به خواهرش میل داشته باشد، خشم خداوند را برمی‌انگیزد.

. क्थं भर्तुर्भ्रातोच्यते । देवेति भर्तुर्भ्राता वक्तव्यः ॥ ८ ॥
برادر شوهر چه نامیده می‌شود؟ همسربرادر را باید «دِوارا» (خواهرزاده) نامید.

. नप्तॄणां लाभं पितैच्छत् ॥ ९ ॥
پدر آرزوی داشتن نوه را داشت.


تصویر: कृष्णस्तस्य लोकस्य पिता माता पितामहो धातास्ति
(منبع تصویر: جزئیات)


داستان: ازدواج سیتا (सीताविवाहः)

पुरा मिथिलायां जनको नाम राजा बभूव । तस्य सुता सीता नाम । सा रूपे शीले चानुपमा बभूव । तां परिणेतुमिछ्हन्तो ऽनेके राजकुमारा जनकाय दूतान्प्रेषयामासुः ॥ जनकस्तु तां वीर्यसम्पन्नाय क्षत्रियकुमाराय दातुमैच्छत् । अतः स तां वीर्येण क्रेतव्यामकल्पयत् । तथा हितस्य सकाशे गुरुतरं किमपि धनुरासीत् । य इदं धनुरुद्धृत्यास्मिन्शरं सन्धत्ते स मम सुतां परिणेष्यतीति जनकः प्रतिजज्ञे ॥ तां तस्य प्रतिज्ञां श्रुत्वा शतशो राजकुमाराः समाजग्मुः । परं नैको ऽपि तेषां तद्धनुश्चलयितुमपि शशाक । लङ्काधिपती रावणो ऽपि साटोपं समेत्य सलज्जं प्रतिनिवृत्त इति ज्ञायते ॥ सर्वान्राजकुमारान्प्रतिवृत्तान्विलोक्य को मे दुहितुर्भर्ता भविष्यतीति चिन्तापरो बभूव जनकः । अत्रान्तरे ऽयोध्याधिपतेर्दशरथस्य पुत्रः श्रीरामः सलक्ष्मणो विश्वा्मित्रेण तत्रानीयत । श्रीरामो महर्षेर्विश्वामित्रस्य वचनेन लीलयैव तद्धनुरुद्धृत्य यावत्तस्मिन्बाणमारोपयति तावत्तद्धनुर्द्वेधा भग्नं बभूव ॥

साधु साध्विति श्रीरामस्य वीर्यं प्रशशंसुर्जनाः ॥ जनकस्य राज्ञो हृदयं प्रहृष्टं बभूव । ततः स दशरथादीनानाय्य महता विभवेन सीतरामयोर्विवाहोत्सवं निरवर्तयन् ॥

ترجمه:
روزگاری در میتهیلا پادشاهی به نام جاناکا زندگی می‌کرد. او دختری به نام سیتا داشت. او از نظر زیبایی و فضیلت بی‌همتا بود. شاهزادگان بسیاری که می‌خواستند با او ازدواج کنند، پیامبران را نزد جاناکا فرستادند.

اما جاناکا می‌خواست او را به یک شاهزاده کشاتریای قدرتمند بدهد. بنابراین تعیین کرد که او باید از طریق شجاعت قهرمانانه "خریداری" شود. ماجرا این‌گونه بود: او کمانی بسیار سنگین داشت. جاناکا وعده داد: "هر کس این کمان را بردارد و تیری بر آن بکشد، باید دخترم را همسر خود کند."

وقتی شاهزادگان این وعده را شنیدند، صدها نفر از راه رسیدند. اما هیچ‌یک از آن‌ها نتوانستند حتی کمان را تکان دهند. مشهور است که حتی راونانا، حاکم لانکا، با تکبر ظاهر شد و شرمسار بازگشت. وقتی جاناکا دید که همه شاهزادگان بازگشته‌اند، پر از نگرانی شد که همسر دخترش کی خواهد بود. در همین حال، ویشوامیترا رامای پادشاه داساراتا از آودهی را همراه با لکشمانا به آنجا برد. به فرمان ریشی بزرگ ویشوامیترا، رامای باشکوه کمان را با سبکی بازیگوشانه برداشت. به محض اینکه تیری بر آن نهاد، کمان به دو قسمت شکست.

"خوب، خوب!" — مردم از شجاعت قهرمانانه رامای باشکوه ستایش کردند.

قلب پادشاه جاناکا از شدت خوشحالی پر شادمانی بود. سپس داساراتا و دیگران را فراخواند و با شکوه زیاد جشن عروسی سیتا و رامای را برگزار کرد.


تصویر: श्रीसीता श्रीरामश्च
(منبع تصویر: جزئیات)

بخشی از کتابخانه دهکده جهانی Tüpfli