🇮🇷 FA - فارسی
🇮🇷 FA - فارسی
Appearance
🇮🇷 FA - فارسی
🇮🇷 FA - فارسی
Appearance
الگو:
ضمیر موصولی -- جمله موصولی که اسم را در خود دارد، به آن اشاره میکند -- (ضمیر اشارهای) -- جمله اصلی
جمله موصولی میتواند پس از جمله اصلی بیاید، اما نمیتواند درون جمله اصلی قرار گیرد.
ضمیر موصولی و واژه مرجع، که برخلاف آلمانی در جمله موصولی قرار دارد، در حالت (کازوس)ای هستند که جمله موزلی از نظر دستوری اقتضا میکند. ضمیر اشارهای در حالتی است که جمله اصلی از نظر دستوری اقتضا میکند.
مثالها:
یادداشت: در جملات نسبی با محتوای همگانی، معمولاً از حالت التزامی به جای حالت خبری استفاده میشود. بنابراین بسیاری از مثالهای ما ترجیحاً به صورت التزامی بیان خواهند شد.
۱. فاعل (कर्तृ) جمله توسط یک جمله نسبی دقیقتر مشخص میشود:
यो नरः पुण्यं करोति स स्वर्गं गच्छति = यो नरः पुण्यं करोति तेन स्वर्गं गम्यते = येन नरेण पुण्यम् क्रियते तेन स्वर्गं गम्यते و غیره = "مردی که کارهای شایسته انجام میدهد، به بهشت میرود."
۲. مفعول مستقیم (कर्म) جمله اصلی توسط جمله نسبی دقیقتر مشخص میشود:
यो ब्राह्मणो देवान्यजते तं देवा रक्षन्ति = "خدایان از برهمتی که به عنوان صاحب قربانی برای آنان فداکاری میکند، محافظت میکنند."
۳. تعیین دقیقتر اسم جمله اصلی در جمله وابسته میآید:
ये नराः पापं कुर्वन्ति तेषां पुत्रा धनं न लभन्ते = "پسران مردانی که بدی میکنند، ثروت به دست نمیآورند."
۴. صفت مطلق و کلمه رابطه در حالت مالکیت (षष्ठी) میآیند:
यस्य नरस्य पुत्राः पापं कुर्वन्ति स न सुखवान् = "مردی خوشبخت نیست که پسرانش بدی میکنند."
۵. صفت مطلق و کلمه رابطه در حالت ابزار (तृतीया) میآیند:
येन शत्रुणा ग्रामो जितस्तं द्विषन्ति = "آنها دشمنی را که دهکدهشان را شکست داده / فتح کرده است، نفرت دارند."
۶. صفت مطلق و کلمه رابطه در حالت مسند (द्वितीया) میآیند:
यं नरं देवी रक्षति स सुखमाप्नोति = «مردی که توسط الهه محافظت میشود، به خوشبختی دست مییابد.»
यद् «کدام، کدامیک، کدام» به گونهای صرف میشود که तद्، اما با ساندهای منظم.
| مذکر पुंस् | خنثی नपुंसक | مونث स्त्री | ||
|---|---|---|---|---|
| مفرد एकवचन | ۱. فاعل प्रथमा | yas यस् | yad यद् | yā या |
| ۲. مفعولی द्वितीया | yam यम् | yad यद् | yām याम् | |
| ۳. ابزاری तृतीया | yena येन | yena येन | yayā यया | |
| ۶. مضافالیه षष्ठी | yasya यस्य | yasya यस्य | yasyās यस्यास् | |
| جمع बहुवचन | ۱. فاعل प्रथमा | ye ये | yāni यानि | yās यास् |
| ۲. مفعولی द्वितीया | yān यान् | yāni यानि | yās यास् | |
| ۳. ابزاری तृतीया | yais यैस् | yais यैस् | yābhis याभिस् | |
| ۶. مضافالیه षष्ठी | yeṣām येषाम् | yeṣām येषाम् | yāsām यासाम् |
به عنوان بخش پیشین ترکیبهای مرکب، ریشه यद् ظاهر میشود (با رعایت ساندھی).
अर्थ m.: هدف، غایت، معنی (یک واژه)، ثروت، دارایی، اموال. अर्थम् (مفعولی)، अर्थेन (ابزاری) با مضافالیه یا به عنوان بخش دوم یک تاتپوروشا: برای ...، تا.
अर्थ یکی از سه غایت زندگی (पुरुषार्थ) است، همانگونه که در ادبیات دنیوی و مذهبی توصیف شده است:
धर्म m.: کسب فضیلت از طریق انجام آنچه شایسته است، یا حداقل پرهیز از بدی که در پی عدم تبعیت از دارما خواهد بود.
अर्थ m.: رفتار هدفمند عقلانی، کسب رفاه
काम m.: لذت حسی، بهویژه در زمینه جنسی

تصویر: कामः
تصویرسازی مربوط به कामसूत्र
(منبع تصویر: جزئیات)
स्था 1 P तिष्ठति Pass. स्थीयते PPP. स्थित : ایستادن، ماندن، پابرجا بودن، قرار داشتن. (بهطور سنتی به کلاس اول فعل حال نسبت داده میشود، اگرچه این یک کلاس حاضری موضوعی با تکثیر است، همانطور که در पा 1 पिबति مشاهده میشود)
स्था + उप 1 U उपतिष्ठति : پیش رفتن، خود را در حالت احترامآمیز در برابر کسی قرار دادن
स्था + प्र 1 Ā प्रतिष्ठते : ترک کردن، رفتن
از स्था :
स्थान n.: مکان، (درست) جایگاه، موقعیت
स्थिति f.: توقف، استقامت، پایداری
गर्भ m.: رحم، دامان، درون، جنین / نوزاد. در پایان یک باهوریهی اغلب: «درون»، مثلاً
धनगर्भ ۳: «که درونش پول است = جایی که پول قرار دارد»
गर्भगृह n.: مقدسترین اتاق داخلی یک معبد هندو که مهمترین مجسمه خدای آن معبد را در خود جای داده است (برای ساختار معابد هندو به این منبع مراجعه کنید: فولواسن، آ.: هند: بناهای هندوها، بوداییها و جاینها. -- مونیخ، ۱۹۶۸)

تصویر: गर्भगृहम्
بادامی (ಬದಾಮಿ)
(منبع تصویر: جزئیات)
वारिद m.: آبدهنده = ابر باران

تصویر: वारिदः
گوا (गोंय)
(منبع تصویر: جزئیات)
वा ۲ P वाति Pass. वायते PPP. वान / वात : وزیدن
از آن:
वात m.: باد
वह् ۱ U वहति Pass. उह्यते PPP ऊढ : هدایت کردن، راندن (عبرتی)
छत्त्र n.: چتر آفتاب

تصویر: छत्त्रम्
"Onappottan (ഓണപ്പൊട്ടന്)، با لباس سنتی، یک رسم در جنوب کرالا است. Onappottan در طول جشن onam به خانهها سر میزند و برکت میبخشد. اخیراً onappottan به یک منظره نادر تبدیل شده است که محدود به روستاهاست."
(منبع تصویر: جزئیات)
पण्डित m.: دانشمند، حکیم؛ ۳: دانا، ماهر (در)

تصویر: पण्डितः जवाहरलाल नेहरू
१९५९
(منبع تصویر: جزئیات)
सेव् ۱ Ā सेवते Pass. सेव्यते PPP सेवित : در نزد کسی زندگی کردن، ساکن شدن (مفعولی، مکانی)؛ ملاقات کردن، مراجعه کردن به (مفعولی)؛ خدمت کردن، مراقبت کردن، پرستش کردن؛ تمرین کردن، استفاده کردن؛ همبستر شدن، رابطه جنسی داشتن
नि پیشوند: پایین، درون
सेव् + नि ۱ Ā निषेवते : در نزد کسی زندگی کردن، ساکن شدن، ملاقات کردن
अमुत्र : آنجا، در جهان پس از مرگ
इह : اینجا، در این جهان
विद् 6 U विन्दति Pass. विद्यते PPP विन्न / वित्त : یافتن
भार्या f.: باید حفظ شود = همسر
प्रिय ۳: عزیز، خوشایند
मित्र n. (!): دوست
बान्धव m.: خویشاوند
हि : زیرا، آری یعنی (هرگز نباید در ابتدای جمله بیاید)
به سنسکریت ترجمه کنید:
زن وایسیایی که پسرش مرده است، گریه میکند.
رام به خدایی که از او محافظت میکند، قربانی میدهد.
شاعر از کشتریایی که ثروتش را آرزو دارد، ستایش میکند.
آتش، خانهی مردی را میسوزاند که اگنی را با قربانی نپرستیده باشد.
مردی که چون ببر است، جنگجویان کْشَتِریا را میکشد که رامّا شکست دادهاند (مجهول).
ترجمه کنید:
येन येन च वातेन
वारिदो वारि मुञ्चति ।
तेन तेन च वातेन
छत्रं वहति पण्डितः ॥१॥
توضیح: वारि مفرد، مفعولی/نominative به वारि n.: آب
यो धर्ममर्थं कामं च
यथाकालं निषेवते ।
धर्मार्थकामसंयोगं
सो ऽमुत्रेह च विन्दति ॥२॥
توضیح: यथाकालम् ترکیب اویایبهاکا: در زمان مناسب؛ هرگاه که زمان مناسب برای آن وجود داشته باشد.
सा भार्या या प्रियं ब्रूते
स पुत्रो यस्तु जीवति ।
स जीवति गुणो यस्य
धर्मो यस्य स जीवति ॥३॥
यस्यार्थास्तस्य मित्राणि
यस्यार्थास्तस्य बान्धवाः ।
यस्यार्थाः स पुमांल्लोके
यस्यार्थाः स हि पण्डितः ॥४॥
توضیح: पुमान् مفرد مرفوع مربوط به पुंस् "مرد" ; लोके مفرد مکانی مربوط به लोक مذکر: در ...